اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره ثبت 97922 مورخ 1404/05/14

فصلنامه " رهاورد هنر" در سیویلیکا نمایه میشود.

فصلنامه "رهاورد هنر" در magiran نمایه میشود.
فصلنامه "رهاورد هنر" در SID نمایه میشود.
فصلنامه "رهاورد هنر" در پایگاه مجلات تخصصی نور(noormags) نمایه میشود.

دسترسی آزاد به مقالات فصلنامه "رهاورد هنر"

COPE

سامانه مشابهت یاب علمی ( سمیم نور)

سامانه مشابهت یاب علمی ( ایرانداک)
واکاوی علل اشتراک نمادها و نشانههای تصویری در تمدنهای کهن بشری
دوره و شماره : آماده انتشار
1- کارشناسی ارشد ارتباط تصویری، دانشکده مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.
چکیده :
چکیده
یکی از پدیدههای معنادار در تاریخ فرهنگ و هنر بشر، وجود نمادهای تصویری مشترک در تمدنهایی است که از نظر جغرافیا، زبان، تاریخ و ساختار اجتماعی هیچ ارتباط مستقیمی با یکدیگر نداشتهاند. نمادهایی چون خورشید، مار، درخت زندگی، پرنده، چشم و آتش، در تمدنهای ایران، مصر، میانرودان، هند، چین و آمریکای باستان با کارکردهای تقریباً مشابه و معانی همریشه تکرار شدهاند. این همسانی گسترده نشان میدهد که سرچشمههای نمادپردازی در انسان، صرفاً فرهنگی یا تاریخی نیست، بلکه ریشه در بنیادهای مشترک ذهنی، زیستی، شناختی و روانشناختی دارد. با وجود اهمیت این موضوع، پژوهشی که علل اشتراک نمادهای تصویری را بهصورت نظاممند، تطبیقی و بینرشتهای تحلیل کند، تاکنون انجام نشده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس مطالعات اسنادی، تحلیل مضمون و تحلیل تطبیقی، به بررسی عوامل مؤثر بر اشتراک نمادهای تصویری در تمدنهای کهن میپردازد. دادهها از منابع معتبر باستانشناسی، انسانشناسی، نشانهشناسی، روانشناسی تحلیلی و تاریخ هنر گردآوری شده و بر اساس پنج رویکرد نظری تحلیل شده است: (۱) زیستی ـ تکاملی، (۲) نشانهشناختی، (۳) انسانشناسی ساختاری، (۴) روانشناسی تحلیلی و کهنالگوها، و (۵) انتقال و تبادل فرهنگی. یافتهها نشان میدهد که اشتراک نمادهای تصویری حاصل همافزایی چند عامل اصلی است: تجربههای یکسان انسان از طبیعت و محیط زیست، ساختار مشترک مغز و ادراک، حضور کهنالگوهای ناخودآگاه جمعی، دوگانهسازیهای جهانی ذهن انسان، و همچنین دادوستدهای فرهنگی و تاریخی میان جوامع. مقایسه تطبیقی نشان میدهد که این نمادها، فارغ از تفاوتهای اندک ظاهری، الگوهای معنایی مشترکی دارند و لایههای عمیقتر معنا در همه تمدنها به ساختارهای مشابهی از تجربه انسانی متکی است. در نهایت، پژوهش حاضر نشان میدهد که نمادپردازی پدیدهای جهانی، چندعلّتی و ریشهدار در سازوکارهای مشترک ذهن و فرهنگ انسان است. بر این اساس، یک مدل نظری جامع برای تبیین اشتراک نمادهای تصویری در تمدنهای کهن ارائه شده است که میتواند مبنایی برای مطالعات تطبیقی آینده در حوزههای انسانشناسی فرهنگی، نشانهشناسی و تاریخ هنر قرار گیرد